شاپور بختیار

 

شاپور بختیار (۱۲۹۳ شهرکرد - ۱۳۷۰ پاریس) سیاست‌مدار ایرانی، دبیرکل حزب ایران از اعضای جبهه ملی ایران و آخرین نخست‌وزیر ایران، پیش از انقلاب ۱۳۵۷ خورشیدی بود. پس از کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ یکی از بنیان‌گذاران نهضت مقاومت ملی بود. در ۱۶ دی ۱۳۵۷ شاه و شاپور بر سر نخست‌وزیری به توافق رسیدند. شاپور با پذیرش نخست‌وزیری هزینهٔ شخصی سنگینی پرداخت کرد تا جایی که هم‌مسلکان‌اش در جبههٔ ملی رأی به اخراج او و رد همکاری با دولت وی دادند. حکومت بختیار نخستین دولت مخالف نحوهٔ حکومت شاه پس از کودتای ۲۸ مرداد بود.بختیار از آغاز به کار فعالیت سیاسی خود و در طول دوران نخست‌وزیریش همواره محمد مصدق را رهبر خود می‌دانست و به پیروی از او تأکید می‌کرد.با اعلام بی‌طرفی ارتش در ۲۱ بهمن ۱۳۵۷ او تنها ماند و سرانجام در ۲۲ بهمن ۱۳۵۷ دولتش سقوط کرد.

بختیار پس از ۶ ماه زندگی مخفیانه در ایران در تیر ۱۳۵۸ به فرانسه رفت و در قالب نهضت مقاومت ملی به فعالیت علیه جمهوری اسلامی ایران پرداخت. در دوران مبارزاتش در خارج از کشور، اولین سوءقصد به جانش در تابستان ۱۳۵۹ رقم خورد. بختیار از این سوءقصد جان سالم به در برد. برنامهٔ ترور او توسط گروهی به رهبری انیس نقاش صورت گرفت. دومین ترور ۱۱ سال پس از آن، منجر به قتل‌ بختیار در سن ۷۷ سالگی در پاریس شد.هر دو سوءقصد توسط مقامات جمهوری اسلامی ایران با استخدام تروریست‌هایی طرح‌ریزی شده‌ بود.

از مهم‌ترین ویژگی‌های بختیار در تمامی دوران مبارزات سیاسیش می توان به ایستادگی در برابر حکومت استبدادی، روح‌الله خمینی و عدم امکان هر گونه سازش با او، احیای مشروطه، اعتقاد و اصرار به اجرای قانون اساسی مشروطه و فدا کردن جان خود در راه ایجاد یک نظام سوسیال دموکرات و آزاد اشاره کرد. بختیار پیش از آن‌که خود را ایرانی و پای‌بند مذهب خاصّی بداند، به انسان و انسانیت اعتقاد داشت.فصل‌الخطاب تمام سخنرانی‌هایش این عبارت بود: «ایران هرگز نخواهد مرد.»

کودکی وجوانی :

شاپور بختیار در ۴ تیر ۱۳۹۴ در کنوک (جنوب غربی شهرکرد) و از پدری به نام محمدرضا معروف به سردار فاتح بختیاری و مادری به نام نازبیگم به دنیا آمد. خانوادهٔ او از طوایف ایل بختیاری بودند. در آن زمان ایل بختیاری یکی از بانفوذ‌ترین قبایل به شمار می‌رفتند و توانسته بودند پست‌های بسیار مهم و حساس را در عرصهٔ سیاسی از آن خود کنند.پدربزرگ مادری بختیار، نجف قلی صمصمام‌السلطنه ۲ بار در ۱۲۹۱ و ۱۲۹۷ به نخست‌وزیری احمد شاه قاجار رسیده بود. ایل بختیاری سال‌ها در جهت حفظ مشروطه از گزند یورش استبداد قاجارها کوشش کرده بودند.پدر شاپور و بسیاری از خوانین ایل بختیاری از نوادگان شخصی به نام حیدرخان هستند که اصالتاً از ایل پاپی ساکن در بخش‌های گرمسیری خوزستان و سردسیری لرستان می‌باشند و بنا به دلایلی حیدرخان از اطراف اندیمشک، به چغاخور چهارمحال و بختیاری مهاجرت کرده بود. تیمور بختیار، پسرعموی شاپور، ۴ سال ریاست ساواک را بر عهده داشت. از دیگر خویشاوندان بختیار ثریا اسفندیاری (دخترعموی بختیار)، لوئیز صمصام بختیاری و محمدعلی قطبی هستند.

تحصیلات:

شاپور بختیار تحصیلات دورهٔ ابتدایی را در شهرکرد گذارند و تحصیلات متوسطه را ابتدا در اصفهان و سپس در بیروت به پایان رساند. او مدرک دیپلم خود را از مدرسه فرانسوی بیروت دریافت کرد. آشنایی او با دنیای سیاست و نظریات سوسیال دموکرات‌ها و علاقه به فرهنگ و ادبیات فرانسه (شعر) از همان دبیرستان فرانسوی شروع شد و تا آخر با او ماند بختیار قصد داشت بلافاصله بعد از اتمام دبیرستان به پاریس برود اما در ۱۳۱۳ تراژدی اعدام پدر (و پیش‌تر از آن اعدام عموهایش) به جرم شورش مسلحانه در جهت سرکوب ایلات توسط رضاشاه و از دست دادن تعدادی از اعضای خانوادهٔ خود، چاره‌ای جز بازگشت به ایران برای او باقی نگذاشت. گویا ریشهٔ نفرت او از خاندان پهلوی به همین دلیل بوده‌است.

وی در ۱۳۱۵ به فرانسه رفت و در دانشگاه سوربن ثبت‌نام کرد. در ۱۳۱۸ با مدرک کارشناسی از این دانشگاه فارغ‌التحصیل شد. با شروع جنگ جهانی دوم و اشغال فرانسه تحصیلاتش با وقفه‌ای ۲ ساله روبه‌رو شد. شاپور وارد نهضت مقاومت ملی فرانسه شد و به عنوان یکی از سربازان فرانسه (ارتش سربازان خارجی مقیم فرانسه) در گردان اورلئان در راه آزادی این کشور جنگید.
در ۱۳۲۴ دکترای خود را در حقوق و علوم سیاسی از دانشگاه سوربن دریافت کرد.گویا شاپور نخستین بختیاری است که موفق به اخذ مدرک دکترا در این رشته شده‌است. رسالهٔ دکترایش دربارهٔ رابطهٔ مذهب با قدرت سیاسی در جوامع باستانی (جدایی دین از سیاست) بود. او دو مدرک کارشناسی در زمینه‌های فلسفه و اقتصاد عمومی، نیز دارد.شاپور بختیار سیاست‌مداری شعردوست و شعرشناس بود و به حافظ انس و شیفتگی خاصی داشت.او به زبان فرانسوی و انگلیسی کاملاً تسلط داشت و علاوه بر آن با زبان‌های آلمانی و عربی و بسیاری از نویسندگان و سیاست‌مداران برجستهٔ غرب و فرانسه آشنایی داشت.

بازگشت به وطن:

در ۱۹۲۵ شاپور به ایران بازگشت. در ۱۳۳۰ در وازرت کار که به ابتکار احمد قوام ایجاد شده بود به عنوان مدیر ادارهٔ کار استان اصفهان انتخاب شد و به هنگام نهضت ملی‌شدن نفت به سمت مدیرکل کار استان خوزستان (مرکز صنعت نفت ایران) ارتقا یافت. در جریان ملی شدن صنعت نفت ایران، بختیار که عضو حزب ایران شده بود به طرفداری از مصدق برخاست و در دولت او، معاون وزارت کار شد. در همان دوران معاونت وزارت کار، بختیار قانون بیمهٔ اجتماعی کارگران را با امضای مصدق تصویب کرد که بعدها این قانون باعث پی‌ریزی سازمان بیمه اجتماعی کارگران شد. تعدادی از یاران نزدیک مصدق با استناد به اسناد محرمانه شرکت منحلهٔ نفت ایران و انگلیس، بختیار را به دریافت مقرری از این شرکت و همکاری با آن متهم کردند.
پس از بازگشت محمدرضا پهلوی در پی کودتای ۲۸ مرداد، بختیار به صف منتقدان شاه پیوست و به همین علت چند بار به زندان افتاد.بعد از آن، بختیار برای گذران زندگی در چند شرکت مختلف خصوصی به عنوان عضوی از هیئت مدیره مشغول به فعالیت شد.بختیار در جبههٔ ملی دوم، نیز فعال بود و در بهمن ۱۳۴۲ همراه با دیگر رهبران جبههٔ ملی به زندان افتاد.

نامه به شاه :


قسمتی از متن نامهٔ ۳ امضایی اعضای جبههٔ ملی ایران به شاه، مهم‌ترین خواستهٔ آن‌ها پایان گرفتاری‌های جاودانهٔ ایران، ساواک، فساد، فقدان آزادی‌های سیاسی و عدم رعایت قانون اساسی بود

در ۲۲ خرداد ۱۳۵۶ سه تن از سران جبههٔ ملی، کریم سنجابی، داریوش فروهر و شاپور بختیار نامه‌ای سرگشاده به محمدرضا پهلوی امضا کردند و از او خواستند که برای نجات کشور به حکومت استبدادی پایان دهد و اصول مشروطیت را تمکین کند.
به واقع آن‌ها عامل بحران در ایران را شاه دانسته و او را متهم کردند که به واسطهٔ تورم و بی‌توجهی به کشاورزی اقتصاد ایران را به نابودی کشانده است. نحوهٔ مدیریت شاه و عدم احترام و مغایرت آن با قانون اساسی و اعلامیه حقوق بشر از دیگر نکات مورد تاکید نویسندگان نامه بود. آنان در بخش پایانی نامه تنها راه برون رفت از چنین وضعیتی را ترک حکومت استبدادی، تمکین مطلق به اصول مشروطیت، احیای حقوق ملت، احترام واقعی به قانون اساسی و اعلامیه جهانی حقوق بشر، انصراف از حزب واحد، آزادی مطبوعات، آزادی زندانیان و تبعید شدگان سیاسی و استقرار حکومتی که متکی بر اکثریت نمایندگان منتخب از طرف ملت باشد، اعلام کردند. در این نامه برخلاف سابق لقب همیشگی آریامهر در کنار پهلوی دوم نیامده بود و تاریخ آن هم به جای شاهنشاهی، هجری شمسی بود.
بلافاصله بعد از انتشار این نامه بختیار و سنجابی توسط عده‌ای مورد ضرب و شتم قرار گرفتند و بار دیگر به زندان افتادند.

اوج گیری انقلاب وقبول نخست وزیری:

محمدرضا پهلوی که در آن زمان حکومت‌اش رو به زوال بود و بیش از هر زمان دیگر واشنگتن نسبت به بقای حکومتش بی‌اعتماد شده بود، در جستجوی شخصی بود که با خروج‌اش از ایران در شرایط قابل قبول و محرمانه موافقت کند. به همین منظور ابتدا با احمد بنی احمد و کریم سنجابی دیدار و از آن‌ها درخواست پذیرش نخست‌وزریری دولت را کرد. سنجابی با استناد به اعلامیهٔ سه ماده‌ای و مخالفت با باقی ماندن ارتش در خانوادهٔ سلطنتی و خودداری شاه از کناره‌گیری سمت فرماندهی کل نیروهای مسلح حاضر به پذیرش مصالحه با شاه و پذیرش این سمت نشد. محمدرضا پهلوی سپس با غلامحسین صدیقی و مظفر بقایی، دیگر رهبران جبههٔ ملی، دیدار کرد و به آنان پیشنهاد در دست گرفتن حکومت را داد اما هر یک از آنان به دلایلی از پذیرفتن حکومت سرباز زدند. پیشنهاد نخست‌وزریری شاه به صدیقی و بقایی به این دلیل شکت خورد که هر دو قبولیشان مشروط به ماندن محمدرضا پهلوی در ایران (جایی دور از تهران) بود. استدلال این دو، آن بود که حضور شخص شاه در ایران به دلیل ارتباط نزدیکی که با ارتش دارد سبب حفظ یک‌پارچگی و انسجام ارتش می‌شود.

محمدرضا پهلوی در ادامهٔ انتخاب‌هایش در اواخر سال ۱۳۵۷ دستور آزادی بختیار را از زندان صادر کرد و از وی به ناچار در دیداری خصوصی در کاخ نیاوران تهران می‌خواهد که مقام نخست‌وزیری ایران را قبول کند.شاه در این خصوص می‌گوید:

« با بی‌میلی و اکراه و به خاطر فشار خارجی، با انتصاب بختیار به سمت نخست‌وزیری موافقت کردم. همیشه او را دوستدار انگلیس و جاسوس پترولیوم انگلیس می‌دانستم. اما بالاخره بعد از دیدار با جرج براون، وزیر امور خارجه وقت انگلیس تصمیم گرفتم نام بختیار را به عنوان نخست‌وزیر اعلام کنم، چرا که دیگر برگ برنده‌ای نداشتم.  »

 

بختیار یکی از رهبران جوان و کم‌تجربهٔ جبههٔ ملی، با ارائه شرایط ۷ گانه‌ای (شاه از کشور خارج شود و تهعد نماید که از این به بعد سلطنت نماید و نه حکومت، انتخاب وزرا منحصر به خودش باشد، ساواک منحل شود (تبعید ۱۴ تن از نظامیان سرسخت از جمله غلامعلی اویسی)، زندانیان سیاسی آزاد شوند، شرایط آزادی مطبوعات فراهم شود، بنیاد پهلوی به دولت منتقل شود و کمسیون شاهنشاهی که در تمام امور دخالت می‌کند حذف شود) پذیرفت که ریاست یک دولت غیر‌نظامی را برعهده گیرد. شاه با قبول تمامی شرایط او در ۹ دی ۱۳۵۷ بختیار را به نخست‌وزیری منصوب کرد.


شاپور بختیار در کنار محمدرضا پهلوی در روز معرفی کابینهٔ خود، ۱۶ دی ۱۳۵۷. او در این هنگام، بدون دست‌بوسی و با نگاه با بالا در تلویزیون نمایان شد.

در خصوص نحوهٔ انتخاب بختیار به این سمت گمانه‌زنی‌های مختلفی صورت گرفته‌است. عده‌ای معتقدند ظاهراً فرح پهلوی مسبب اصلی انتصاب شاپور بختیار به ریاست دولت بوده‌است و فرح پهلوی ۳ ماه قبل از آن‌که شاپور در کاخ نیاوران با شاه ملاقات داشته‌باشد در ویلای محمد‌علی قطبی در خفا با شاپور ملاقات کرده‌است.بنا به گفتهٔ برتران دوکاستل باژاک«فرح پس از اظهار هم‌عقیدگی با شاپور مایل بود که شاه به دلیل وضعیت وخیم جسمانی و بیماری‌اش هرچه زودتر ایران را ترک کند و انتقال آرام قدرت از همسرش به ولیعهد که هنوز به سن تاج و تخت نرسیده بود روی دهد.» اما فرح پهلوی در خاطرات خود اولین ملاقات‌اش را با بختیار را پس از نخست‌وزیری او، در اواخر نیمهٔ آذر ۱۳۵۸ می‌داند.علاوه بر این فرح در ماجرای انتصاب شاپور بختیار برای انگلیسی‌ها نقشی قائل نیست. او معتقد است ناصر مقدم، آخرین رئیس ساواک و غلامعلی اویسی نقش زیادی در معرفی و پیشنهاد شاپور به شاه داشتند

مخالفان نخست وزیری بختیار:

بختیار علی‌رغم مخالفت جبههٔ ملی و بدون توجه به رأی شورای مرکزی مبنی بر خوداری اعضا از پذیرش نخست‌وزیری این سمت را قبول کرد. با توجه به عدم تمکین بختیار از این موضوع او از جبههٔ ملی طرد شد و تمامی اعضای آن در رأی‌گیری که در این خصوص به عمل آمده بود، (حتی بدون رأی ممتنع) رأی به اخراج بختیار از جبههٔ ملی و حزب ایران دادند.بسیاری از دوستان و هم‌حزبی‌های بختیار او را خائن و سلطنت‌‌طلب خواندند و او را متهم کردند که با نخست‌وزیر شدنش اعتبار و حیثیت جبهه ملی و خط مصدق را از بین برده و تک‌روی کرده‌است. پس از پذیرش نخست‌وزیری بسیاری از افراد، نظیر طبقهٔ متوسط شهری، روشنفکران، سازمان‌های سیاسی چپ، ملی‌گرا و لیبرال از او حمایت نکردند و به افرادی تبدیل شدند که خواسته و آرمانشان برقراری نظام اسلامی بود

حامیان نخست وزیری بختیار:

” من صدایم را به پشتیبانی از آقای شاپور بختیار با سربلندی هرچه تمام‌تر بلند می‌کنم، حتی اگر این صدا در فضا تنها بماند. من از تنها ماندن هرگز هراسی به دل راه نداده‌ام ولی این بار می‌ترسم، نه به خاطر خودم بلکه به خاطر آیندهٔ این مملکت و سرنوشت همهٔ آن‌ها که دوستشان دارم. “  

مملکت وارد کند.شاپور نه به نظام آریامهری تن داد و نه به طرح جمهوری اسلامی. او در تقابل با این دو، راه‌حل سومی را که همان برقراری نظامی دموکراتیک، دولتی سکولار و قانون‌مند،  احیای مشروطهٔ پارلمانی و اجرای تمام و کمال قانون اساسی مشروطه بود، پیش روی ملت قرار داد.بختیار برخلاف دوستان و رهبران جبههٔ ملی که با موج انقلاب و خمینی همراه شدند، تز فکری و موجودیت جمهوری اسلامی را رد کرد و تلاش خود را برای جلوگیری از استقرار این نوع حکومت آغاز نمود.

هدف دیگر او زودن روح انفعال و خمودگی و پراکندگی شخصیت‌های دموکرات سکولار آن زمان و جلوگیری از ورود روحانیون به دستگاه دولتی و برقرای حکومت دینی و چیرگی مطلق آنان بود.

اخذ رای اعتماد مجلس:


شاپور بختیار در حال معرفی اعضای کابینهٔ خود به محمدرضا پهلوی.

بختیار دولت خود و برنامهٔ آن را در ۲۰ دی ۱۳۵۷ به مجلسین (شورای ملی و سنا) معرفی کرد. در ۲۶ دی ۱۳۵۷ بختیار به همراه وزرایش با ۱۴۹ رأی موافق، ۴۳ رأی مخالف و ۱۳ رأی ممتنع از مجلس رأی اعتماد گرفت مجلس شورای ملی قبلاً به او رأی اعتماد داده بود. تنها دقایقی پس از اخذ رأی اعتماد محمدرضا پهلوی که در فرودگاه انتظار می‌کشید، در ۲۶ دی ۱۳۵۷ به همراه فرح پهلوی از کشور خارج شد.در آخرین لحظات خروج شاه از ایران، بختیار به وی اطمینان داد که تمام تلاش خود را برای حفظ کشور به کار بندد. ۱۶ بهمن ۱۳۵۷ بختیار در مجلس شورای اسلامی گفت:

« دولت‌ او که همواره به اهداف جبههٔ ملی چشم خواهد دوخت ثمرهٔ انقلابی است که از ۲ سال پیش در گرفته و او میراث‌دار ۲۵ سال آشفتگی است که هیچ سهمی در آن جز زندان، تبعید و گوشه‌نشینی نداشته‌است.  »

 

وزرای کابینهٔ شاپور بختیار ر. وزیر وزارت‌خانه ۱ محمد مشیری یزدی معاون نخست وزیر ۲ جعفر شفقت وزیر دفاع ملی ۳ احمد میر فندرسکی وزارت خارجه ۴ یحیی صادق وزیری دادگستری ۵ منوچهر کاظمی کشاورزی ۶ عباسقلی بختیار بازرگانی ۷ محمد امین ریاحی وزیر علوم و آموزش و پرورش ۸ منوچهر رزم‌آرا بهداری ۹ سیروس آموزگار یگانه ‬وزیر مشاور و سرپرست وزارت اطلاعات ۱۰ رستم پیراسته وزیر امور اقتصادی و دارایی ۱۱ علی صمیمی وزیر پست و تلگراف ۱۲ جواد خادم احمدآبادی شهرسازی و مسکن ۱۳ منوچهر آریانا کار و امور اجتماعی ۱۴ فتح‌الله معتمدی معاون نخست‌وزیر (در آخرین روز کابینه) ۱۵ شاپور بختیار وزیر کشور

 نخستین اقدامات پس از نخست وزیری:

” من معتقدم که اگر مصدق را حتی در سال ۱۳۱۰ که می‌خواستند بکشند، کشته بودند و ملی کردن نفت هم باعث شهرتش نشده بود باز همان خدمتی که در روشن کردن افکار مردم راجع به دموکراسی و حکومت پارلمانی کرده بود، برای باقی ماندن نامش در تاریخ ایران کافی بود.  


بختیار در همان بدو نخست‌وزیری با حضور در احمدآباد، تبعیدگاه مصدق و سوگند یاد کردن بر مزار او با آرمان‌های مصدق بار دیگر تجدید میثاق کرد. پس از سقوط مصدق این نخستین بار بود که نخست‌وزیری، اولین سخنرانی خود را با ادای احترام به مصدق، در کنار تصویر او و ننگین خواندن کودتای ۲۸ مرداد آغاز می‌کرد.بختیار همواره خود را شاگرد مکتب مصدق می دانست و یکی‌ از آرمان‌های او پیاده سازی مجدد اهدافی بود که مصدق سال‌ها برای آن جنگیده بود.
شاپور با تقدیم لایحهٔ قانونی به هیئت رئیسهٔ مجلس، خواستار اعادهٔ حیثیت از محکومان دادگاه نظامی از تاریخ ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ به این سو و محاکمه همهٔ نخست‌وزیران و وزیران دولت‌های ۲۵ سال اخیر شد. از دیگر نخستین تصمیمات او، برداشتن تصاویر رسمی شاه از دفاتر سفارتخانه‌های ایران در خارج از کشور است.

برنامه های نخست وزیری 37روزه:

بختیار به صراحت و مکرراً در سخنرانی‌ها و برنامه‌های خود اعلام می‌کرد که در اصول نه با شاه سازش می‌کند و نه به خمینی و با تمام قوا تلاش خواهد کرد جلوی دست‌یابی خمینی به قدرت را بگیرد.مهم‌ترین اقدامات بختیار برای راضی نگاه داشتن مخالفان در دوران نخست‌وزیری‌اش عبارتند از:

  • وعدهٔ لغو تدریجی حکومت نظامی و برگزاری انتخابات کاملاً آزاد؛
  • انحلال ساواک از نظر قانونی و جایگزین کردن آن با یک دستگاه اطلاعاتی که در خدمت استقلال و تأمین امنیت کشور باشد؛
  • آزادی کلیهٔ زندانیان سیاسی از زندان، اعادهٔ حیثیت و پرداخت غرامت به آن‌ها؛
  • محاکمهٔ متجاوزان به حقوق مردم (دستگیری عده‌ای از سرمایه‌داران و یا مدیران دولتی فاسد رژیم سابق، که گمان سوء‌استفاده از مقام‌شان در این مورد می‌رفت)؛
  • پشتیبانی بدون قید و شرط از اصول منشور ملل متحد، اعلامیه جهانی حقوق بشر و میثاق‌های مربوط به آن؛

   

  • قطع پیمان‌های نظامی با ایالات متحده آمریکا؛
  • واگذاری بنیاد پهلوی به عنوان وقف عام؛
  • لغو چند قرارداد تسلیحاتی به ارزش ۷ میلیارد دلار؛
  • متوقف ساختن خروج نفت به آفریقای جنوبی و اسرائیل، اعلام این نکته که ایران از سازمان سنتو خارج شده‌است و دیگر ژاندارم خلیج‌فارس نخواهد بود؛
  • اعطای عنوان شهید به قربانیان انقلاب از طریق گذراندن قانون از مجلسین؛
  • اعلام آزادی بیان مطبوعات[یادداشت ۵] و لغو هر نوع سانسور (به دنبال همین گفتهٔ بختیار بود که اعتصاب ۶۰ روزهٔ مطبوعات شکسته شد)

تز فکری بختیار بر مواضع کرامت انسان، احیای مشروطه، اجرای قانون اساسی منبعث از نظام مشروطه، مخالفت با ترور اندیشه، جدایی دین از حکومت،تفکیک قوای سه‌گانه کشور فقط از طریق مجلس مؤسسان و انتقال مسالمت‌آمیز قدرت به وسیلهٔ رأی مردم در مقابل ولی امر مسلمین می‌چرخید. بختیار در ۳۷ روز نخست‌وزریریش پی‌درپی در مورد جایگزینی دیکتاتوری نعلین با دیکتاتوری چکمه هشدار می‌داد. به اعتقاد او خطر روی کارآمدن و اسقرار حکومت دینی، از دیکتاتوری چکمه به مراتب بدتر است. او از تق‌تق نعلین روحانیون صدای فاشیسم را می‌شنید.

اولین انتقادها به روحانیون وآیت الله خمینی:

بختیار هیچ گاه مخالف روحانی که کار روحانیت خویش را صرفاً انجام دهد نبود و خلاف این را مغایر با اصول آزادی می‌پنداشت. او با روحانیتی که می‌خواست بر تمام کشور حکومت کند و در امور سیاسی دخالت ورزد به شدت مخالفت می‌کرد. بختیار وعدهٔ ساخت واتیکانی را در قم داد تا روحانیون بتوانند تنها در آن‌جا شبکهٔ اجتماعی خود را گسترش دهند.او در این خصوص گفت: «امام خمینی می تواند به ایران بازگرددو دولت اسلامی تنها در شهر قم آزاد است. ما برای خمینی در شهر قم دیواری خواهیم کشید که او هم در آن‌جا واتیکان کوچکی داشته باشد.»

     

درخواست دیدار با آیت الله خمینی:

بختیار قصد داشت قبل از پیروزی انقلاب و خمینی برای حفظ منافع مملکت و جلوگیری از سقوط جنبش مردم در دست روحانیون، در خصوص مسائل و مصائب کشور با خمینی گفتگویی دوبه‌دو ترتیب دهد. بختیار مقصود خود را از گفتگوی دوبه‌دو این‌طور بیان کرد: «این ملاقات صرفاً از جانب دو شخص به عنوان شاپور بختیار و روح‌الله خمینی است و من هیچ تعهدی مبنی بر پذیرش استعفا یا پذیرش خمینی به عنوان رهبر ملت ایران نمی‌دهم.» به رغم عدم مخالفت خمینی، بازرگان، بهشتی و مطهری با این دیدار، در لحظات آخر برخی نیروهای سیاسی نزدیک به خمینی نظیر بنی‌صدر، سنجابی و داریوش فروهر نظر خمینی را تغییر دادند و ملاقات شاپور با خمینی را منوط به استعفای بختیار کردند.بختیار با توجه به این شرط از این دیدار صرف نظر کرد. بنی‌صدر در این خصوص به یک روزنامهٔ فرانسوی گفت: «اگر نفس بختیار به خمینی می‌رسید امکان داشت که آقا خیلی از این شدتی که داشت کاسته بشود و جا بزند و نفع ما در این نبود. انقلاب اسلامی بایستی می‌شد و لازم بود که این ملاقات را به هم بزنیم.»

دولت سایه:

تضاد امام خمینی و بختیار در عدم مشروعیت و غیرقانونی بودن نخست‌وزریری بختیار (از دیدگاه امام خمینی) و درخواست استعفای او پیش از پیش نمایان شد. خمینی پس از ۱۳ سال تبعید در روز ۱۲ بهمن ۱۳۵۷ به ایران بازگشت و در همان روز اول با تعبیر بی‌سابقه‌ای در بهشت زهرا اعلام کرد «در دهان بختیار و دولت‌اش می‌زند و دولت تعیین خواهد کرد.»در ۱۵ بهمن ۱۳۵۷ امام خمینی (با استناد به حق شرعی و قانونی خود)، دولت اپوزسیونی با نخست‌وزیری مهدی بازرگان تشکیل داد و اعلام کرد که هر دولت منصوب شاه غیر قانونی است و پیروی از بختیار همانند پیروی از ارباب او -شیطان- است.

بازرگان انتصاب خود توسط روح‌الله خمینی را منشأ مشروعیت مقام خود شمرد.

بختیار و بازرگان هر دو در پی اثبات مقام مشروعیت خود و ارائهٔ ادله در خصوص عدم مشروعیت رقیب برآمدند. بازرگان منشأ مشروعیت مقام نخست‌وزریریش را، انتصاب توسط فرمان امام خمینی می‌دانست و با این توجیه مشروعیت ملی مقام نخست‌وزریری بختیار را رد کرد.او در این مورد گفت:

« مگر قانون اساسی زاییدهٔ انقلاب مشروطیت و معرف ارادهٔ ملت نیست؟ ملت آمده به شاه گفته‌است که آقا آن‌چه که ادعا می‌کنی موهبتی است الهی که از مردم، از ناحیهٔ ملت به شاه واگذار می‌شود، خوب ما این موهبت را و این واگذاری را پس گرفتیم... آخر این چطور دکتر در حقوق است و آزادی‌خواه، هزار بار مردم این مملکت این قانون اساسی را با آن زوائدش نفی کردند، طرد کردن، پاره پاره کردند. حالا ایشون می‌خواهد این را زنده کند  »

بختیار مشروعیت حکومت خود را صرفاً نه مبتنی بر فرمان شاه یا رأی اعتماد از مجلسینی که نمایندگانشان در انتخابات غیر آزاد تعیین شده بودند بلکه پشتوانه خودش را بیش‌تر بر اساس قانون اساسی مشروطه (که خود حاصل اعمال حاکمیت ملی در انقلاب مشروطه بود) می‌دانست.او در ۱۷ بهمن ۱۳۵۷ در سخنرانی در شورای ملی در جواب بازرگان چنین گفت:

« افرادی را می‌شناسم که تا دیروز طرفدار جدی قانون اساسی و امروز آن را منسوخ می‌دانند غافل از این‌که قانون گناهی نکرده، بلکه مجریان آن گناهکار بوده‌اند... قانون اساسی که شما و من را به این‌جا آورده و به آن گرانی تمام شده، برای آن مجاهدت‌ها شده، حالا باطل شده؟ چه کسی باطل کرده‌است؟ چگونه مصدق و بقیه نخست‌وزیر شدند و فرمان آن‌ها صحیح بود ولی فرمان من غلط بود...وقتی گفتیم رو به دموکراسی می‌رویم، مقصود این بود که باید با آزادی همراه باشد نه با آزادی یک عده، وقتی صحبت از قانون اساسی می‌کنیم، صحبت از اجرای صحیح قانون اساسی می‌کنیم.  »

بختیار به درخواست استعفا از جانب امام خمینی، نه مطلق گفت و هر گونه سازشی را رد کرد. او امکان هر گونه تغییر را فقط در چارچوب قانون و از طریق انتخابات آزاد و رأی عدم اعتماد مجلس به او پذیرفت.در دیدگاه بختیار این تنها مقامی بود که حق پذیرش یا رد استعفا او را داشت.

پایان 37روز:


روح‌الله خمینی، مهدی بازرگان و ابوالحسن بنی‌صدر در آستانه پیروزی انقلاب در ایران.

اعتصابات و تظاهرات مردم ایران و اتحاد طبقهٔ متوسط شهری و طبقهٔ کارگر با فراخوان خمینی بیش از پیش گسترش یافت. روحیهٔ ارتش که بر اثر ۱۶ ماه درگیری‌های خیابانی، ۶ ماه راهپیمایی توده‌ای و ۵ ماه اعتصاب فلج کننده، به شدت تضعیف شده بود. از مهم‌ترین اقدامات خمینی برای در دست

/ 0 نظر / 15 بازدید